سيد عبد الحسين طيب

كلم الطيب 41

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )

كه مشيت او در ازل بآفرينش عالم « 1 » تعلق گرفته و آن را بيافريد بنابراين عالم بحسب زمان قديم است و تنها رتبه آن بعد از رتبه واجب است زيرا معلول اوست و رتبه معلول پس از رتبه علت و مسبوق به اوست و دليلشان بر اين مطلب اين ستكه چون واجب الوجود فياض و جواد مطلق است ، هيچ‌گاه فيض او قطع نگردد پس نميشود زمانى فرض شود كه افاضهء وجود ننمايد لذا وجود عالم توأم با وجود او بوده است « 2 » چه اگر مؤخر از وى باشد قطع فيض لازم آيد و با فياض مطلق بودن منافات دارد . و جواب آنها اينست كه درست است واجب الوجود فياض مطلق است لكن افاضه فيض محل قابل ميخواهد و قابليت هر چيزى منوط بوجود مصلحت در ايجاد او است و بسا مصلحت در ايجاد نباشد پس قابليت وجود نخواهد داشت بنابراين نقص در طرق قابل است نه فاعل ، و الا اگر اين دليل تمام باشد و افاضه فيض منوط بمصلحت نباشد اقتضاء دارد كه همه اشياء در ازل و ابد موجود باشد و فنا و زوال بر آنها عارض نشود زيرا اگر در وقتى نباشند يا پس از وجود فانى شوند منع فيض لازم آيد و حال آنكه خلاف آن مشهود است ، پس همينطور كه بسا چيزى مصلحت در بقاء او نيست فانى مىشود ، بسا مصلحت در ايجاد او نيست موجود نميگردد يا مصلحت در محدود بودن وجود او بحدودى است لذا محدود به همان حدود موجود مىشود . عموم قدرت : قدرت واجب الوجود بر جميع مقدورات تعلق ميگيرد و بر ايجاد هر چيزى توانائى داشته و عجز و ناتوانى در ساحت كبريائى او راه

--> ( 1 ) مراد از عالم ما سواى اللّه است - يعنى - آنچه در وجود محتاج بواجب الوجود است كه شامل جميع ممكنات مىشود . ( 2 ) توهم نشود كه مرادشان از اينكه وجود عالم توأم با وجود واجب الوجود بوده اين ستكه وجود جميع ممكنات توأم با وجود او باشد . بلكه مرادشان اين ستكه موجودى كه منشأ ساير موجودات است كه از آن بعقل اول و صادر اول تعبير ميكنند از واجب الوجود بدون تأخر وجود يافته است .